سخنی از خواجه عبدالله انصاری
چه برانی
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاكم بكشانی…
نه من آنم كه برنجم
نه تو آنی كه برانی..
نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی...
كس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی...
باز كن در كه جز این خانه مرا نیست پناهی...
خواجه عبدالله انصاری
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۴ ساعت 19:7 توسط Avidafar
|
هر چی آرزوی خوبه مال تو